رمان طلوع زندگی از سوانا ۷۷

  

نام رماننام رمان :رمان طلوع زندگی

نویسنده به قلم :سوانا ۷۷

حجم رمانحجم رمان :۱.۷۱ مگابایت پی دی اف

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم.
داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش.
کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد و ….



 :فرمت رمان:pdf

 :     دانلود رمان طلوع زندگی از سوانا ۷۷ با فرمت pdf

 

صفحه ی اول رمان:

دستان قوی ای مرا از خاک سرد جدا کرد و هر کاری کردم نتوانستم خودم را از دست او رها کنم تا بتونم فقط یه بار دیگه مامانمو حس کنم.
داد زدم: ولم کن، بذار منم بمیرم. چرا نمیذارید منم برم پیشش.
کسی که دستان مرا گرفته بود، بغلم کرد وس عی میکرد آرومم کنه. صدای سینا برادرم بود که سعی میکرد منو تسلی بده، با اینکه میتونستم بغض رو توی صداش احساس کنم.
-سادنا، عزیزم آروم باش. به خدا با این بیتابیات روح مامان هم اذیت میشه. این جوری براش بهتر بود تا کی می خواست رنج بکشه و …
دیگه نتونست حرف بزنه و پا به پای من گریه میکرد اینو میتونستم از لرزیدن شونه هاش بفهمم.
به خانه برگشتیم. تمام طول راهو فقط گریه کردم. همش خاطرات بودنش جلو چشام بود. صورت مهربون و نورانیش. وای که داشتم آتیش می گرفتم. آخه چرا اون……….

رمان طلوع زندگی