رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی

  رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی

نام رماننام رمان :رمان لحظه ی عاشق شدن

نویسنده به قلم :ثریا منصور بیگی

حجم رمانحجم رمان : ۴.۰۳ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۲ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۰۸ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۰۰ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

وارد سالن دانشکده شدم،کسی داخل سالن نبود.نگاهی به ساعتم انداختم،پنج دقیقه از وقت کلاسم گذشته بود.با سرعت از پله ها بالا می رفتم که یه پله مونده بود به اخر،احساس کردم با کسی برخورد کردم.برگه ها از دستم روی زمین رها شد.با حالتی عصبانی به بالا نگاه کردم،قلبم به شدت به تپش افتاد،زبونم بند اومد.ابروهای خوش فرم و چشم های سیاه نیمه خمارش چهره شو خشن جلوه می داد،خشن ولی فوق العاده جذاب!…..


فرمت رمان:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت pdf

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت apk

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت java

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت jad

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت java (پرنیان)

download :دانلود رمان لحظه ی عاشق شدن از ثریا منصور بیگی با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

وارد سالن دانشکده شدم،کسی داخل سالن نبود.نگاهی به ساعتم انداختم،پنج دقیقه از وقت کلاسم گذشته بود.با سرعت از پله ها بالا می رفتم که یه پله مونده بود به اخر،احساس کردم با کسی برخورد کردم.برگه ها از دستم روی زمین رها شد.با حالتی عصبانی به بالا نگاه کردم،قلبم به شدت به تپش افتاد،زبونم بند اومد.ابروهای خوش فرم و چشم های سیاه نیمه خمارش چهره شو خشن جلوه می داد،خشن ولی فوق العاده جذاب!
خم شد،برگه ها رو از روی زمین جمع کرد.اونا رو به من داد و با لبخندی که بر لب داشت نگاهی بهم انداخت و گفت:
ببخشید خانوم،سرم پایین بود،داشتم ساعت مچیمو تنظیم می کردم،به خاطر همین متوجه شما نشدم.
برگه ها رو ازش گرفتم و گفتم:مهم نیست،خودتونو ناراحت نکنید.

رمان لحظه ی عاشق شدن