۵۶۸

دانلود رمان پریای عشق

ام رمان:پریای عشق
نام نویسنده: فاطمه میرشفیعی
ژانر:عاشقانه


به نام خدا
مقدمه :
من خیلی تغییر کردم
خییییییییییلی….
دیگه واسه نبودن کسی

گریه نمیکنم !
دیگه به عشق دیدن کسی بیرون نمیرم !
دیگه خندیدن بلد نیستم
فقط اروم میشینم یه گوشه و نگاه میکنم!
دیگه شوخی نمیکنم
دیگه دنبال متن عاشقانه نیستم
دیگه بودن یا نبودن کسی رو چک نمیکنم !
دیگه نگران کسی نمیشم!
دیگه منتظر زنگ نیستم!
بد نشدم نه
فقط خستم…..
مرگ احساسم مبارک

خلاصه :
از عشق اگر برای من میگویی
اهسته بگو
که قلب من بی تابست
این عشق با من چه کار ها که نکرد
……..
غصه از اون جا شروع شد
که عشق بردیا خاموش شد
پریای کوچکی مرحم زخمش شد
شاید عشق تازه ای شروع شد
اما این دل دوباره دل عاشق میشد ؟
پایان خوش

چشامو باز کردم همه جا تاریک بود گوشه تخت نشستم وزانو هامو تکیه گاه دستام کردم چشمام به این تاریکی عادت داشت اخه چند وقتی بود همدم تنهایی هاش تاریکی بود ساعت رو نگاه کردم دوی بعد از ظهر بود میدونستم که الان سر و کله ی مامان یا سارا پیدا میشه اما من نه حوصه ی خودمو داشتم نه بقیه رو اونام میدونستند ولی ولم نمیکردند
همون جوری که حدس زده بودم شد و صدای در اتاق اومد اما منم مثل همیشه بی تفاوت بودم و کاری نکردم نشسته بودم رو تخت و منتظر بودم مثل این چند روز بی خیال شه و بره اما سارا همونطوری که گریه میکرد گفت:
– نمیخوای در و باز کنی ؟ نمیخوای یه چیزی بخوری چرا ؟ خب چرا ؟

 

دانلودرمان برای اندروید،تبلت با فرمت apk

 

دانلود رمان برای کامپیوتر PDF