رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور

رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور

نام رماننام رمان :رمان جزیره ی سرگردانی

نویسنده به قلم :سیمین دانشور

حجم رمانحجم رمان : ۴.۵۶ مگابایت پی دی اف , ۱.۲۵ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۱۲ مگابایت نسخه ی جاوا , ۴۱۹ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه رمانخلاصه ی از داستان رمان:

داستان درباره ی دختری به اسم هستی هستش که پیش مادر بزرگ خودش خانم نوریان زندگی میکند.خانم نوریان که پیشه اموزگاری دارد با یاد تنها پسر کشته شده اش در جریانات سیا سی زندگی میکند.عشرت مادر هستی که با یه مرد پولدار ازدواج کرده سعی در این داره که برای هستی یک شوهر خوب پیدا کنه و ….


فرمت رمان:فرمت رمان:pdf,apk,java,epub

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت pdf

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت apk

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت java

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت jad

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت java (پرنیان)

download :دانلود رمان جزیره ی سرگردانی از سیمین دانشور با فرمت epub

صفحه ی اول رمان:

سحر نبود . نور از شیشه ی پنجره پشت پلکهای هستی افتاد و به قلبش راه یافت . و ستاره ای در دلش چشمک زد . پاشد در تختخوابش نشست . زمین و زمان روشن بود . یک آن مثل همه ی خوش باورها باور کرد که روز از دل ظلمات مثل آب حیات از درون تاریکی زاییده شد ،اما نور تنها یک لحظه پایید : صبح اول از دروغ خود سیاهروی شده بود .
هستی گلوله های پنبه ی به موم آغشته را از گوشهایش درآورد و خرناسه ی مادربزرگ که در تخت مقابل خوابیده بود ،با تاریکی بهم آمیخت .
تاریکی و صدا دراز کشید و چشمهایش را بست .
خواب می دید : در سرزمین ناشناسی است . از گرما عرق کرده ،پیراهنش به تنش
چسبیده ،از تشنگی له له می زند . درختهای ناشناخته ای را می بیند که برگهایشان
سوخته ،شاخه های شکسته …سایه ندارند .چند تا زن ،با چادر عبایی ،دستهایشان را حمایل دیگهایی که بر سر دارند کرده می آیند . چانه و گردن زنها خالکوبی شده نقش کژدم ،مار
نه ،این یکی
نقش ستاره است ، و آن دیگری نقش هلال ماهی چانه اش را در بر گرفته . چشمهای هستی درست نمی بیند تا همه ی نقشها را درست بشناسد . از یک زن که نقش عقرب زیر گلویش است و دم عقرب به چانه اش رسیده می پرسد : این درختها …

رمان جزیره ی سرگردانی