دانلود رمان بغض دریا

 


رمان بغض دریا

نوشته hana.ershadi; کاربر انجم نگاه دانلود

خلاصه:بغض دریاداستان یه دختر بی پناه…یه دختر که حتی با وجود پدرش هیچوقت بودن اون رو حس نکرد…دختر تنهایی به اسم دریا…دریایی که درکی از یه خانواده نداره…درکی از محبت پدرانه نداره…دریا قصه ما شیطون..لجباز…مغرور..اما تنهاست…دختری که از کل این دنیا سهمش قفط یه مادر مهربون بوده…نه یه خانواده پشت هم…نه یه پدر دلسوز و مهربون…دریا قصه ما پدری داشته که فقط به فکر خودش بوده…دریا ما یه دختر مغرور و قوی….یه دختر شاد….اما کی می تونه حتی حدس بزنه چه بغضهایی…چه درد هایی تو دلش هست!!!بغض دریا ما…اندازه یه دریاست…دریا تنها و بی کس داستان ما…دختربه که زندگیش به سمتی کشیده میشه که هیچوقت حتی فکرش رو هم نمیکرده…و….

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

 

دانلود رمان با فرمت apk

 

قسمتس از داستان

یه دختر ۸ ساله..تنها توی یه جنگل…صدای زوزه هایی که به گوشش میرسه…پارس سگی که دنبالشه…جیغ میزنه…گریه میکنه…اما کسی صداشو نمیشنوه…برمیگرده و با وحشت به سگی که با ولع دنبالشه نگاه میکنه…دوباره جیغ میزنه…سرعتش رو بیشتر میکنه…اون بین سیاهی شب این جنگل گم شده..می خوره زمین…زانوهاش زخم میشه…با وحشت جیغ میزنه…سگ هر لحظه بهش نزدیک تر میشه…دستاشو میزاره روی صورتش…و با گریه…با تموم وجودش جیغ میزنه:مامان!!!!!!!

هههههههه….
از خواب پریدم…با وحشت به اطرافم نگاه کردم…از ترس به نفس نفس افتاده بودم…

دستای سردم رو از زیر پتو بیرون کشیدم و روی صورتم گذاشتم…

صورتم خیس از عرق بود…آروم باش دریا…آروم باش…تموم شد..تموم شد…اما یه صدایی از درونم سریعا حرفم رو تکذیب کرد…

اگه تموم شده…چرا این کابوس هنوز همراهته!!؟؟چرا زخم بی کسی و تنهاییت…بین سیاهی های اون جنگل هنوز روی قلبت سنگینی میکنه

!!!اه لعنتی…از جام بلند شدم..چندتا نفس عمیق کشیدم و از اتاقم بیرون رفتم…یه راست به سمت آشپزخونه رفتم…در یخچال رو باز کردم…
بطری شیشه ای ام رو برداشتم و یک نفس سرکشیدم…آخیییش…حالم یکمی جا اومد…

 بطری