نام رمان : تاوان دل شکسته

نویسنده : مهدیه mhk کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۳ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۲۱

خلاصه داستان :

میروی ولی من منتظرم ، این پایان کارم نیست…
داستان زندگی دختری است که از خانواده و جامعه طرد میشه اما همیشه امیدواره چون بسیار عاشقه و همین عشق هست که باعث نابودیش میشه


 

 

 دانلود کتاب برای کامپیوتر (نسخه PDF)

دانلود رمان برای اندروید (نسخه APK)

 

قسمتی از متن رمان :

بالاخره باخستگی زیاد به خونه رسیدم تمام بدنم درد گرفته یکی نیست بگه معلومه به خاطر دیشبه که اصلانخوابیدم
مقنعه روازسرم کشیدم موهام عرق کرده بود موهای کوتاهم که تا گردنم بود ولی همیشه رنگ میکردم اونم قهوه ای هیچ وقت رنگ موهای خودمو دوست نداشتم موهام مشکی بود پایینشون فربود ومن همیشه حسرت موهای لخت سیمین رومیخوردم پس همیشه قهوه ایشون میکردم خیلی دلم میخواست بلوند کنم اما همیشه فکرمیکردم بهم نمیاد ورنگ کردنشون به بلوند فقط ریسکه چون صورتم گندمگون بود وسفید سفید نبودم امازیادم سیاه نبودم
دستمو توکیفم کردم وپاکت سیگارم رودراوردم روی مبل لم داده بودم وکولر موهامو تکون میداد چشماموبستمو سیگاررو روی لبم گذاشتم
دنبال فندکم گشتم بالاخره ازتو کیف شلوغم پیداش کردم زیرسیگارنگهش داشتم وسیگارروروشن کردم یک هو چشمم به حروف shحک شده روی فندک افتاد به یاد اون روز افتادم دربند رفته بودم باسیاوش اولین تجربه من در دوست پسر داشتن:
تقدیم باعشق به عزیزترینم
-وای سیاوش چقدرخشگله
تازه خانم خانما روی فندکوببین اول اسمت روش حک شده
-اخ جون چه باکلاس وای سیاجون تو خیلی خوبی
ازخاطرات اومدم بیرون ناخوداگاه پوزخندی روی لبم اومد دود سیگاروتوریه ام فرستادمو باژست خاص خودم فرستادمش بیرون سیمین همیشه میگفت شادان تو مرض داری همیشه طوری سیگارمیکشی که تمام نگاه ها رو به خودت میکشی
اهی میکشم وسیگاروخاموش میکنم خودموبه اتاق میرسونم وروی تخت میفتم وبه خواب عمیقی فرومیرم