نام رمان : افسانه ارابلا

نویسنده : paniz و sedi کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۴٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۳ (پرنیان) – ۰٫۹ (کتابچه) – ۰٫۳ (ePub) – اندروید ۰٫۹ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۴۷۲

خلاصه داستان :

۳ سرزمین وجود داره که هرکدوم راه و رسم و رسوم خودشون رو دارن. اولین سرزمین برای فرشته هاست و دومی برای شیاطین و سومی برای انسانهای عادی.
تولد فرشته ها و شیطان ها به اولین اشک و خنده انسانهای عادی بستگی داره… اولین خنده هر انسان یک فرشته و اولین گریه هر انسان یک شیطان رو متولد میکنه حالا اگه کسی با اولین خندش با قطره ای اشکش مخلوط بشه چی پیش میاد؟ چه موجودی متولد میشه و پا به جهان هستی میذاره؟


دانلود کتاب

 

 

 

قسمتی از متن رمان :

من…من…من…
به راستی من چه؟منِ انسان یا منِ شیطان یا منِ فرشته؟کدامشان؟
خوب؟بد؟یا معمولی؟
سفید؟سیاه؟یا خاکستری؟
دوست؟دشمن؟یا بی طرف؟
من چه؟من به کدام معنا؟
همه من اند.من هم منم.اما همه یک من دارند و من سه من!
من کدام منم؟
در زمان هایی دور سرزمین افسانه ای بود به نام “تارگاسیلوس”.سرزمینی که افسانه ای بودنش رو در افسانه ها می خوندن.
این سرزمین وسیع شامل سه سرزمین متفاوت میشد به نام های:
آرچفیند لند=Archfiend land=سرزمین شیطان ها
ساینت لند=Saint land=سرزمین فرشته ها
و یوژال لند=Usual land=سرزمین مردم معمولی.
مردم سرزمین آرچفیند لند شرور و خبیث بودن و مردم سرزمین ساینت لند مهربون و خوب.و مردم سرزمین یوژال لند هم میانه رو و معمولی.
داستان ما از اونجایی شروع میشه که:
-آرابلا؟آرابلا؟کجایی؟
طبق معمول خانم مارتین پیر بود که مدام از اتاق اشرافیش که در طبقه بالا بود صدام میزد تا کاری رو بهم محول کنه.
-آرابلاااااا؟
چشمامو محکم به هم فشار دادم و مثل خودش هوار کشیدم:
-اومدم خانم مارتین.
دستمال گردگیری رو روی میز آشپزخونه گذاشتم,دامن پیراهن بلندم رو که تا مچ پام بود,صاف کردم و دستی هم به آستین بلند لباسم کشیدم.