نام رمان : عشق خجالتی من

نویسنده : m-sh77 کاربر انجمن نودهشتیا

حجم کتاب : ۱٫۶ (پی دی اف) – ۰٫۱ (پرنیان) – ۰٫۷ (کتابچه) – ۰٫۱ (ePub) – اندروید ۰٫۷ (APK)

ساخته شده با نرم افزار : پی دی اف ، پرنیان ، کتابچه ، اندروید ، ePUB ، APK

تعداد صفحات : ۱۶۴

خلاصه داستان :

این رمان در مورد عشقه ، مثل همه رمانای دیگه ، یه پسر داریم و یه دختر ، اما این قصه یه فرق کوچولو با قصه های دیگه داره ، پسر قصه سرد و خشک نیست ، خیلی مهربونه ، باهمه خوب رفتار می کنه ، زور گو نیست ، یه پسر با قلب رئوف ، یه پسر ساده و بی شیله پیله ، دختر قصه زبون دراز و پر رو نیست ، خیلی خجالتی و آرومه ، مظلوم و ساکته ، همه سرش زورن اما صداش درنمیاد… نمی تونه از حق خودش دفاع کنه ، و حالا سرنوشت این دو تا رو سر راه هم قرار میده ، یه عاشقانه آروم با شخصیت های آروم و مظلوم ، توصیف یه زندگی معمولی و آروم …


دانلود کتاب

 

 

 

قسمتی از متن رمان :

-:آقا سلام……یه نیازمندی ها می خواستم…….
-:بفرما آبجی……
-:ممنون…..چقدر میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-:۲۰۰ تومن……..
-:بفرمائید……
-:آبجی پول خرد نداری؟؟؟؟؟؟؟
-:نه…..شرمنده……..
-:دشمنت شرمنده آبجی……اشکال نداره به جای بقیه اش آدامس بدم؟؟؟؟؟؟؟
-:نه….چه اشکالی……
-:بفرما آبجی……
دستمو دراز کردم و پولمو و آدامسو ازش گرفتم و با تشکر کوتاهی راهمو به سمت پارک سر خیابون کج کردم…….
به پسر کوچولویی که کنار ورودی پاک نشسته بود لبخندی زدم و به دنبال یه نیمکت خالی نگاهمو توی پارک چرخوندم….
بعد از کلی جستجو یه نیمکت پیدا کردم و به سمتش رفتم……نشستم و از توی کیفم موبایلمو با یه خودکار درآوردم و کار این یه
هفتمو تکرار کردم……..
<به یک منشی خانم (آشنا به کامپیوتر) جهت کار در شرکت مهندسی ……. نیازمندیم….۸ ساعت کاری با حقوق
ماهیانه……هزار تومان…….>
دور آگهی خط کشیدم و موبایل به دست مشغول شماره گیری شدم……صدای پرعشوه ای تو گوشم پیچید:
-:شرکت مهندسی …………..بفرمایید…….
-:سلام خانوم…….برای آگهیتون تماس گرفتم……..
-:عزیزم انتخاب شد………
-:ممنون……